
چرا بدن پس از کاهش وزن، تمایل به بازگشت به وزن قبلی دارد؟
فرضیه جدید «گراویتوستات» چیست و چگونه کار میکند؟
روایت یک آزمایش علمی جالب در مورد استفاده از جلیقه وزنه برای حفظ کاهش وزن.
نتایج شگفتانگیز و در عین حال، نقاط ضعف و ابهامات این مطالعه.
تا حالا شده صبح با صدای زنگ ساعت بیدار شوید، اما احساس کنید یک کامیون از رویتان رد شده است؟ یا شده که تمام روز را با قهوه و چای سرپا بمانید، اما شب که به رختخواب میروید، مغزتان تازه یادش بیاید که باید لیست کارهای فردا، اشتباهات سه سال پیش و دیالوگهای احتمالی با رئیستان را مرور کند؟
اگر این تجربهها برایتان آشناست، شما تنها نیستید. ما در دورانی زندگی میکنیم که “خوابیدن” تبدیل به یک چالش شده است. خیلی از ما فکر میکنیم خواب یعنی “خاموش شدن”. فکر میکنیم مثل موبایلمان هستیم که شب به شارژ میزنیم و صبح پر میشویم. اما بدن انسان اینطور کار نمیکند.
خواب یک دکمهی خاموش و روشن نیست؛ خواب سنگینترین و پیچیدهترین شیفت کاری مغز شماست. وقتی شما چشمهایتان را میبندید، تازه کارخانه بدن شروع به کار میکند. تعمیر DNA، تنظیم هورمونها، تثبیت چیزهایی که یاد گرفتهاید و مهمتر از همه، “شستشوی مغز” از سموم، فقط در خواب اتفاق میافتد.
من، صدرا تاجیک، اینجا نیستم که به شما نصیحتهای تکراری مثل “زود بخوابید” یا “شیر گرم بخورید” بکنم. من میخواهم به شما یاد بدهم که چطور خوابتان را مهندسی کنید. تفاوت بین کسی که ۸ ساعت در تخت “بیهوش” میشود با کسی که ۷ ساعت “خوابِ باکیفیت” دارد، تفاوت بین پیری زودرس و جوانی پایدار است.
در این راهنمای جامع، قرار است ۶ ستون اصلی یک خواب عالی را با هم بسازیم. این مقاله، نقشهی راه شماست.
شاید باورتان نشود، اما تا همین چند سال پیش (دقیقاً سال ۲۰۱۲)، دانشمندان هنوز جواب دقیقی برای این سوال نداشتند که “چرا اگر نخوابیم میمیریم؟”. ما میدانستیم که خواب برای حافظه خوب است، اما این دلیلِ کافی برای ضرورتِ حیاتیِ آن نبود.
تا اینکه یک کشف بزرگ همه چیز را تغییر داد: سیستم گلیمفاتیک (Glymphatic System).
بیایید یک تصویر ذهنی بسازیم. تصور کنید مغز شما مثل یک شهر شلوغ است (مثلاً تهران یا نیویورک). در طول روز، نورونهای شما به شدت کار میکنند و مثل هر کارخانهای، زباله تولید میکنند. این زبالهها پروتئینهای سمی خاصی هستند (مثل آمیلوئید بتا) که اگر در مغز بمانند، باعث “مه مغزی”، کندی ذهن و در درازمدت، بیماریهایی مثل آلزایمر میشوند.
حالا نکتهی ترسناک ماجرا اینجاست: وقتی شما بیدار هستید، خیابانهای این شهر (فضای بین سلولها) آنقدر شلوغ است که ماشینهای نظافتچی نمیتوانند حرکت کنند. زبالهها همینطور روی هم تلنبار میشوند.
فقط و فقط زمانی که شما وارد خواب عمیق میشوید، سلولهای مغزتان حدود ۶۰ درصد کوچک میشوند. خیابانها باز میشوند و مایع مغزی-نخاعی با فشار وارد بافت مغز میشود و تمام این سموم را میشوید و میبرد.
پس وقتی میگوییم “خواب”، منظورمان دراز کشیدن در تخت نیست. منظورمان روشن کردن سیستم شستشوی مغز است. اگر شما ۸ ساعت بخوابید اما خوابتان “عمیق” نباشد، صبح با همان زبالههای دیروز بیدار میشوید. همان حس گیجی و سنگینی اول صبح، نشانهی این است که ماشینهای نظافتچی کارشان را درست انجام ندادهاند.
برای اینکه این سیستم درست کار کند، ما نیاز به یک “معماری” دقیق داریم. بیایید از پایه شروع کنیم.
بدن شما ساعت مچی ندارد؛ بدنتان با “نور” کار میکند. شاید فکر کنید که “خسته شدن” باعث میشود بخوابید، اما این فقط نیمی از ماجراست. نیمهی دیگر، هماهنگی ساعت داخلی بدن شما با خورشید است.
در عمق مغز شما، یک ناحیهی کوچک به نام “هسته سوپراکیاسماتیک” (یا به زبان سادهتر: SCN) وجود دارد. این ناحیه، فرماندهی تمام هورمونهای بدن شماست. این فرمانده، دستوراتش را مستقیماً از چشمهای شما میگیرد.
داستان از این قرار است: وقتی صبح از خواب بیدار میشوید و نور خورشید به چشمتان میخورد، یک پیام فوری به مغز ارسال میشود: “روز شروع شد!”. مغز بلافاصله هورمون کورتیزول را آزاد میکند. نترسید! کورتیزول صبحگاهی چیز بدی نیست؛ همان چیزی است که به شما انرژی، هوشیاری و تمرکز میدهد.
اما جادوی اصلی اینجاست: همان نورِ اولِ صبح، یک تایمر را در مغزتان روشن میکند. این تایمر به غدهی صنوبری میگوید: “حدود ۱۴ ساعت دیگر، شروع کن به ترشح ملاتونین”. ملاتونین همان هورمونِ خواب است.
پس اگر صبحها خودتان را در اتاق تاریک حبس کنید یا بلافاصله عینک آفتابی بزنید، شما دکمهی استارت این تایمر را نمیزنید. نتیجه؟ شب هر چقدر هم خسته باشید، خوابتان نمیبرد، چون فرمانده مغزتان هنوز فکر میکند وسط روز است.
پروتکل عملیاتی چیست؟ خیلی ساده است اما قدرتمند: هر روز صبح، قبل از ساعت ۱۰، بین ۵ تا ۱۰ دقیقه بیرون بروید و در معرض نور آسمان قرار بگیرید (حتی اگر هوا ابری است). پنجره را باز کردن کافی نیست؛ شیشهی پنجره بخشی از طیف نوری که مغز نیاز دارد را فیلتر میکند.
اما داستان نور فقط به صبح ختم نمیشود. نورِ عصر و شب هم به همان اندازه مهم است. اگر دوست دارید دقیقاً بدانید که چگونه با تنظیم نور، ساعت بیولوژیک بدنتان را کوک کنید و صبحها بدون زنگ ساعت بیدار شوید، من یک پروتکل کامل و دقیق برایتان آماده کردهام. در این مقاله، جزئیات علمی و روشهای عملی (حتی برای کسانی که شیفت شب کار میکنند) را توضیح دادهام: پروتکل تنظیم ریتم سیرکادین
خیلی از ما وقتی خوابمان نمیبرد، اولین چیزی که به ذهنمان میرسد “قرص خواب” است. یا شاید سراغ دمنوشهای مادربزرگها برویم. اما بیایید علمی نگاه کنیم.
قرصهای خواب (مثل زولپیدم) در واقع خوابآور نیستند؛ آنها “آرامبخش” هستند. تفاوتش چیست؟ آرامبخشها قشر مغز شما را “خاموش” میکنند (Sedation)، اما خواب طبیعی (Sleep) ایجاد نمیکنند. در حالت بیهوشیِ ناشی از قرص، آن سیستم شستشوی مغز که گفتیم، به درستی فعال نمیشود. برای همین است که حتی بعد از مصرف قرص، صبحها احساس کسلی و منگی دارید.
ما در رویکرد “ایجکرفت” به دنبال خاموش کردنِ اجباریِ مغز نیستیم. ما میخواهیم بدن را به حالتی ببریم که خودش، با میل خودش، بخوابد. اینجاست که بحث “مکملهای هوشمند” پیش میآید.
منظورم مکملهایی است که کمبودهای بدن را جبران میکنند و ترمز سیستم عصبی را میکشند. بگذارید با یک مثال ساده شروع کنم: منیزیم.
منیزیم در بیش از ۶۰۰ واکنش شیمیایی در بدن نقش دارد. اما برای خواب، نقش آن حیاتی است. منیزیم مثل یک نگهبان مهربان عمل میکند که نمیگذارد مغز بیش از حد تحریک شود. وقتی منیزیم بدن کم باشد (که در اکثر ما هست)، مغز در حالت “آمادهباش” میماند و نمیتواند آرام شود.
اما صبر کنید! نروید هر قرص منیزیمی را از داروخانه بخرید. اکثر مکملهای ارزانقیمت (مثل اکسید منیزیم) اصلاً جذب مغز نمیشوند و فقط باعث میشوند بیشتر به دستشویی بروید. ما برای خواب، به فرمهای خاصی نیاز داریم که بتوانند از سد خونی-مغزی عبور کنند، مثل “منیزیم ترونات” یا “بیسگلیسینات”.
در کنار منیزیم، ترکیبات دیگری مثل “اِل-تیانین” (که در چای سبز هم هست اما دوزش کم است) و “آپیژنین” (ماده موثر بابونه) هم هستند که مثل یک تیم هماهنگ، امواج مغز را آرام میکنند و شما را برای خواب آماده میکنند.
این بحث بسیار گسترده و حساس است. دوز مصرفی، زمان مصرف و تداخلات این مکملها اهمیت زیادی دارد. اگر میخواهید بدانید دقیقاً چه مکملی، با چه دوزی و چه برندی برای شما مناسب است، پیشنهاد میکنم حتماً مقالهی تخصصی زیر را بخوانید. آنجا لیست کامل “جعبه ابزار مکملهای خواب” را باز کردهام: راهنمای علمی مکملهای خواب
شنیدهاید که میگویند “شام را مثل فقرا بخور”؟ خب، علم جدید کمی این ضربالمثل را اصلاح کرده است. مسئله فقط مقدار غذا نیست؛ مسئله “زمانبندی” و “ترکیب” غذاست.
رابطهی غذا و خواب، یک جادهی دوطرفه است. خوابِ بد باعث میشود فردا بیشتر گرسنه شوید (و هوس شیرینی کنید)، و غذای بد باعث میشود امشب بد بخوابید. اما بیایید ببینیم دقیقاً در بدن چه اتفاقی میافتد.
برای اینکه بدن شما وارد حالت خواب شود، دمای مرکزی بدن باید حدود ۱ درجه کاهش پیدا کند. این یک قانون فیزیکی است. حالا تصور کنید ساعت ۱۰ شب یک شام سنگین میخورید. بدن مجبور میشود کوره متابولیسم را روشن کند تا این غذا را هضم کند. هضم غذا گرما تولید میکند. نتیجه؟ مغز میخواهد خنک شود تا بخوابد، معده دارد گرما تولید میکند. این تضاد باعث میشود حتی اگر خوابتان ببرد، خواب عمیق نداشته باشید.
عامل دوم، قند خون است. اگر شام شما پر از نان، برنج سفید یا دسر شیرین باشد، قند خونتان ناگهان بالا میرود (Spike). بدن انسولین ترشح میکند تا قند را پایین بیاورد. چند ساعت بعد (نیمههای شب)، قند خونتان به شدت افت میکند (Crash). مغز این افت ناگهانی قند را به عنوان یک “تهدید حیاتی” (خطر مرگ از گرسنگی!) تفسیر میکند. برای نجات شما، دستور ترشح آدرنالین و کورتیزول میدهد تا قند ذخیرهشده آزاد شود. همین ترشح آدرنالین است که ساعت ۳ صبح شما را با تپش قلب یا نگرانی از خواب میپراند.
پس استراتژی ما چیست؟
فاصله: سعی کنید آخرین وعده غذاییتان حداقل ۳ ساعت با زمان خواب فاصله داشته باشد.
ترکیب: شام باید طوری باشد که قند خون را در طول شب “خطکشی” نگه دارد. پروتئین باکیفیت، چربیهای سالم و فیبر بهترین دوستان خواب شما هستند.
البته داستان تغذیه به همینجا ختم نمیشود. کافئین چطور؟ چای چطور؟ آیا واقعاً شیر گرم کمک میکند؟ در مقالهی زیر، ذرهبین را روی بشقاب شام و لیوان نوشیدنیتان گرفتهایم و یک لیست سیاه و سفید از غذاها برایتان آماده کردهایم: ارتباط تغذیه و خواب عمیق
به اتاق خوابتان نگاه کنید. چه میبینید؟ تلویزیون؟ لپتاپ؟ نورهای کوچکِ چشمکزنِ شارژرها؟ دمای گرم و مطبوع؟ اگر اینطور است، شما دارید در یک “اتاق نشیمن” میخوابید، نه در یک محیط بهینه برای خواب.
انسانهای اولیه در غار میخوابیدند. غار چه ویژگیهایی دارد؟
تاریک است: نه تاریکِ معمولی، تاریکِ مطلق.
خنک است: دمای غار معمولاً پایینتر از دمای بیرون است.
ساکت است.
ما در قرن ۲۱، دقیقاً برعکس عمل میکنیم. خانههایمان را گرم میکنیم و پر از نورهای مصنوعی میکنیم.
بیایید با دما شروع کنیم. تحقیقات نشان دادهاند که دمای ایدهآل برای خواب، چیزی حدود ۱۸ تا ۲۰ درجه سانتیگراد است. بله، این دما ممکن است کمی سرد به نظر برسد، اما یادتان باشد که زیر پتو هستید. هوای خنک اتاق باعث میشود دمای مرکزی بدن (که قبلاً گفتیم باید پایین بیاید) راحتتر کاهش پیدا کند. اگر در اتاق گرم بخوابید، بدنتان نمیتواند وارد فازهای عمیق خواب شود.
فاکتور بعدی، تاریکی است. پوست ما گیرندههای نوری دارد. حتی نورِ کوچکِ خیابان که از لای پرده میآید، یا نورِ آبیِ ساعت دیجیتال روی میز، میتواند تولید ملاتونین را مختل کند.
و در نهایت، کیفیت هوا. در اتاقهای کوچک با پنجرههای دوجداره، سطح دیاکسید کربن (CO2) در طول شب بالا میرود. CO2 بالا یعنی اکسیژن کمتر برای مغز، و این یعنی خوابِ سبک و بیداریهای مکرر.
شاید فکر کنید که تغییر دکوراسیون اتاق خواب کار سختی است، اما با چند تغییر کوچک (مثل نوع پرده، تنظیم ترموستات، یا حتی انتخاب یک گیاه مناسب) میتوانید کیفیت خوابتان را دگرگون کنید. برای اینکه چکلیست کامل “طراحی غارِ خواب” را داشته باشید، این مقاله را از دست ندهید: طراحی اتاق خواب برای طول عمر
تا اینجا اتاق را خنک کردیم، نور را تنظیم کردیم و مکملها را خوردیم. اما یک مشکل بزرگ هنوز باقی است: “بدنم خسته است، اما مغزم خاموش نمیشود.”
این جملهای است که احتمالاً بارها به خودتان گفتهاید. در تخت دراز کشیدهاید، همه چیز برای خواب آماده است، اما ناگهان مغزتان تصمیم میگیرد لیست کارهای فردا را مرور کند، به بحثی که سه روز پیش داشتید فکر کند یا نگران آینده شود. چرا این اتفاق میافتد؟
چون مغز شما در حالت “بتا” (Beta) قفل شده است. امواج بتا، فرکانسِ بیداری، حل مسئله و تمرکز هستند. برای اینکه خواب اتفاق بیفتد، مغز باید دنده معکوس بکشد و وارد فاز “آلفا” (آرامش) و سپس “تتا” (خواب سبک) شود.
مشکل زندگی مدرن این است که ما میخواهیم با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت (استرس روزانه)، ناگهان ترمز دستی را بکشیم و پارک کنیم (بخوابیم). این غیرممکن است. تلاش برای “خوابیدنِ زورکی” فقط باعث ترشح نورآدرنالین میشود و خواب را از شما دورتر میکند. شما به یک “فرود تدریجی” نیاز دارید.
ما به تکنیکهایی نیاز داریم که مستقیماً فیزیولوژی بدن را تغییر دهند تا ذهن هم مجبور به اطاعت شود. در اینجا دو ابزار قدرتمند و علمی را به شما معرفی میکنم:
این شاید قدرتمندترین ابزاری باشد که در جعبهابزار “ایجکرفت” داریم. دکتر اندرو هوبرمن (نوروبیولوژیست استنفورد) این اصطلاح را ابداع کرد، اما ریشهی آن در تمرینات باستانی “یوگا نیدرا” است. نترسید، این یک تمرین عرفانی نیست؛ یک دستورالعمل کاملاً مکانیکی برای سیستم عصبی است.
در NSDR، شما دراز میکشید و با گوش دادن به یک فایل صوتی، تمرکزتان را روی نقاط مختلف بدن میچرخانید و الگوهای تنفسی خاصی را اجرا میکنید. این کار ضربان قلب را پایین میآورد و سیستم پاراسمپاتیک (ترمز بدن) را به صورت اجباری فعال میکند.
تحقیقات نشان میدهند که ۲۰ دقیقه انجام NSDR میتواند نرخ بازیابی دوپامین در مغز را تا ۶۰ درصد افزایش دهد. اگر نیمهشب از خواب بیدار شدید و فکر و خیال رهایتان نکرد، NSDR مثل آبی روی آتش عمل میکند.
مغز منطقی شما عاشق نظم و پیوستگی است. خواب، ذاتاً بینظم و رویاگونه است. وقتی نگران فردا هستید، یعنی بخش منطقی مغزتان بیشفعال است. این تکنیک، مغز را مجبور میکند دست از منطق بردارد. روش انجامش ساده است: یک حرف را انتخاب کنید (مثلاً “الف”). حالا کلماتی که با این حرف شروع میشوند را در ذهنتان تصویرسازی کنید (آب، آسمان، آهو…). فقط کلمه را نگویید، تصویرش را ببینید. وقتی کلمات تمام شد، سراغ حرف بعدی بروید. این کار به مغز سیگنال میدهد که “الان وقت بقا و حل مسئله نیست” و سوییچ خواب را میزند.
یادگیری این تکنیکها نیاز به آموزش دقیقتری دارد. اینکه دقیقاً چه فایلی گوش دهید و چطور نفس بکشید، تفاوت بین موفقیت و شکست است. من تمام فایلهای صوتی و راهنمای قدمبهقدم این تکنیکها را در یک صفحه جداگانه برایتان آماده کردهام: تکنیکهای آرامسازی ذهن و NSDR
در عصر تکنولوژی، ما دیگر کورکورانه پرواز نمیکنیم. ساعتهای هوشمند (مثل Apple Watch) و حلقههای هوشمند (مثل Oura Ring) به ما اجازه میدهند کیفیت خوابمان را با دقت آزمایشگاهی ببینیم. اما یک هشدار خیلی جدی وجود دارد: دادهها میتوانند دوست یا دشمن شما باشند.
پدیدهای جدید در روانشناسی به نام “Orthosomnia” شناسایی شده است: اضطراب ناشی از تلاش وسواسی برای داشتن “خواب بینقص”. اگر صبح بیدار شوید و حس خوبی داشته باشید، اما ساعتتان بگوید “خوابت بد بود”، شما ناخودآگاه احساس خستگی خواهید کرد. به این میگویند اثر نوسبو (Nocebo).
هدف ما از ردیابی، دیدن “روندها” است، نه قضاوتِ وسواسیِ هر شب. وقتی صبح به اپلیکیشن ردیابی خود نگاه میکنید، ۹۰ درصد اعداد (مثل نمره کلی خواب) را نادیده بگیرید و فقط روی این ۳ شاخص تمرکز کنید:
تغییرپذیری ضربان قلب (HRV): این شاهکلیدِ سلامت سیستم عصبی است. HRV فاصله زمانی بین ضربانهای قلب شماست. برخلاف تصور عموم، قلبِ سالم مثل مترونوم منظم نمیزند؛ بلکه تغییرات ریزی دارد. HRV بالا یعنی سیستم عصبی شما منعطف، جوان و ریکاوریشده است. HRV پایین یعنی استرس یا التهاب.
خواب عمیق (Deep Sleep): همانطور که در ابتدای مقاله گفتیم، این زمانی است که “شستشوی مغز” انجام میشود. باید حدود ۱۵ تا ۲۰ درصدِ خوابتان باشد.
ضربان قلب استراحت (RHR): ضربان قلب شما در طول خواب باید به پایینترین حد خود برسد (شکل نمودار باید شبیه یک “ننو” باشد). اگر ضربان قلبتان در طول شب بالا بماند، یعنی بدن مشغول مبارزه با چیزی است (معمولاً هضم غذای دیروقت یا الکل).
تفسیر این نمودارها یک مهارت است. اینکه بدانید کدام گجت دقیقتر است و اعداد را چطور بخوانید، نیاز به دانش دارد. در مقالهی زیر، راهنمای کامل تفسیر این دادهها را برایتان نوشتهام تا گجتهایتان را به ابزار طول عمر تبدیل کنید، نه اسبابِ استرس: راهنمای ردیابی دادههای خوا
خب، بیایید تمام این علم را به یک برنامه عملی ساده تبدیل کنیم. این روتین پیشنهادی من برای کسی است که میخواهد خوابش را مهندسی کند. این یک قانون سفت و سخت نیست، بلکه یک شاسی محکم است که میتوانید زندگی خود را روی آن سوار کنید.
فاز ۱: بیداری و تنظیم ساعت (۰۷:۰۰ تا ۰۹:۰۰)
۰۷:۰۰: بیدار شدن در ساعت ثابت (حتی آخر هفتهها). ثبات، کلید تنظیم ساعت بدن است.
۰۷:۰۵: دریافت ۱۰ دقیقه نور مستقیم خورشید (حیاتیترین کار روز). همزمان کمی تحرک داشته باشید.
۰۷:۱۵: نوشیدن آب و کمی نمک (برای هیدراتاسیون).
تا ۰۸:۳۰: صبر کنید! هنوز قهوه نخورید. اجازه دهید بدن خودش بیدار شود (قانون ۹۰ دقیقه).
فاز ۲: اوج عملکرد (۰۹:۰۰ تا ۱۴:۰۰)
۰۹:۰۰: اولین فنجان قهوه.
۱۴:۰۰: آخرین ورودی کافئین. از اینجا به بعد، کافئین ممنوع است تا سیستم عصبی برای فرود شبانه آماده شود.
فاز ۳: آمادگی متابولیک (۱۸:۰۰ تا ۲۰:۰۰)
۱۸:۰۰: ورزش عصرگاهی (اختیاری). این کار دمای بدن را بالا میبرد و سقوطِ دمای بعد از آن به خواب کمک میکند.
۱۹:۳۰: شام. آخرین وعده غذایی روز. سعی کنید پروتئین و چربی سالم باشد و کربوهیدرات کمتری داشته باشد تا انسولین بالا نرود.
فاز ۴: سراشیبی خواب (۲۰:۰۰ تا ۲۲:۳۰)
۲۰:۰۰: غروب دیجیتال. نورهای سقف را خاموش کنید و فقط از آباژور استفاده کنید. فیلتر نور آبی گوشی را فعال کنید.
۲۱:۰۰: یک دوش آب گرم. وقتی از حمام بیرون میآیید، بدن سریع خنک میشود و این سیگنالِ خواب است.
۲۱:۳۰: زمان مصرف مکملها (منیزیم، تیانین و…) در صورت نیاز.
۲۲:۰۰: ورود به غار خواب (تاریک، خنک، بدون گوشی). ۱۰ دقیقه مطالعه کتاب کاغذی یا انجام تمرین تنفسی.
۲۲:۳۰: خواب.
شاید اجرای تمام این موارد در شب اول سخت باشد. اشکالی ندارد. از قانون “۱ درصد بهتر” استفاده کنید. امشب فقط روی “تاریکی اتاق” تمرکز کنید. هفته بعد، روی “زمان شام”.
خواب، ستون فقرات سلامتی شماست. اگر این ستون کج باشد، هیچ رژیم غذایی یا برنامه ورزشی نمیتواند ساختمان سلامتی شما را نگه دارد. با مهندسی خوابتان، شما زمان از دست نمیدهید؛ شما زندگی میخرید. زندگیای با انرژی بیشتر، تصمیمات بهتر، خلقوخوی آرامتر و پیریِ دیرتر.
از امشب شروع کنید.
فرضیه جدید «گراویتوستات» چیست و چگونه کار میکند؟
روایت یک آزمایش علمی جالب در مورد استفاده از جلیقه وزنه برای حفظ کاهش وزن.
نتایج شگفتانگیز و در عین حال، نقاط ضعف و ابهامات این مطالعه.
برای ثبت نام دوره، ابتدا وارد شوید یا یک اکانت جدید بسازید